قهوه سرد آقای نویسنده

اون زمان من نه نویسنده بودم، و نه کارگردان، فقط مسئول تجهیزات و برق‌رسانی سالن سینما بودم. گاهی وقت‌ها حین پخش بعضی فیلم‌ها حس می‌کردم لازم نیست بیننده اون‌ها رو تا آخر ببینه. واسه همین برق سینما رو قطع می‌کردم و اون‌ها با یه داستان نیمه‌کاره می‌رفتن خونه‌هاشون، واقعیت اینه که یه داستان نیمه‌کاره خیلی بهتر از یه داستان با پایانی مسخره‌ست.

امتیاز :
5/5

خرید این کتاب :

40,000 تومان 38,000 تومان

اشتراک گذاری :

Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
تویتر
Share on google
گوگل +
Share on linkedin
لینکدین
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس اپ
Share on tumblr
تامبلر
توضیحات

معرفی کتاب قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین :

کتاب «قهوه‌ی سرد آقای نویسنده» که یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های ایرانی چند سال اخیر بوده است. این اثر به‌تازگی به‌عنوان پرفروش‌ترین رمان ایرانی دهه‌ی دوم قرن بیست‌ویکم شناخته شده است.
اواخر سال گذشته چاپ هفتاد و دوم این کتاب با ویراست جدید و پیوست چند صفحه، در دسترس علاقه‌مندان کتاب در ایران قرار گرفته بود. اکنون این کتاب به چاپ هشتاد و سوم رسید.
این کتاب که رمانی معمایی و عاشقانه است، ماجرای نویسنده‌ای به‌نام آرمان روزبه را روایت می‌کند که در نوجوانی عاشق دختری می‌شود که پانزده سال از خودش بزرگ‌تر است و رمان با خاطره‌ای از این عشق آغاز می‌شود و در ادامه…
این رمان با تکنیک داستان‌های فرعی متعدد (spin-off) نوشته‌ شده است به‌نحوی که هرکدام از این داستان‌های فرعی در دل کلیت داستان ساختمان کلی رمان را تشکیل می‌دهند.
روزبه معین لیسانس مهندسی شیمی از دانشگاه اراک دارد. چند نمایشنامه‌ از او در دوران دبیرستان و دانشگاه روی صحنه رفته‌است.

او در کنار نویسندگی در زمینه‌های مختلف هنری از جمله طراحی و شخصیت‌پردازی کارتونی (کاریکاتور) فعالیت می‌کند. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، دوره‌های تئاتر و نویسندگی را نیز گذراند. معین فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان نویسنده با نمایشنامه‌نویسی آغاز کرد.

معین از سال ۱۳۹۲ شروع به نوشتن رمان «قهوه سرد آقای نویسنده» کرد. سال ۱۳۹۶ آن را به چاپ رساند و خیلی سریع تبدیل به یک رمان پرفروش شد.

برشی از رمان «قهوه‌ی سرد آقای نویسنده»

اون زمان من نه نویسنده بودم، و نه کارگردان، فقط مسئول تجهیزات و برق‌رسانی سالن سینما بودم. گاهی وقت‌ها حین پخش بعضی فیلم‌ها حس می‌کردم لازم نیست بیننده اون‌ها رو تا آخر ببینه. واسه همین برق سینما رو قطع می‌کردم و اون‌ها با یه داستان نیمه‌کاره می‌رفتن خونه‌هاشون، واقعیت اینه که یه داستان نیمه‌کاره خیلی بهتر از یه داستان با پایانی مسخره‌ست.

برشی دیگر از رمان «قهوه‌ی سرد آقای نویسنده»

بهم گفت: تا حالا شکار رفتی؟ گفتم: نه گفت: من قبلا می‌رفتم، ولی دیگه نمی‌رم. آخرین باری که شکار رفتم. شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم. درست زدم به پاش. وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس می‌کشید و با چشم‌هایش التماس می‌کرد. زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که می‌تونه دوست خوبی واسه‌م باشه.

می‌تونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسه‌ش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که این‌جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ می‌زنه و هروقت من رو ببینه یاد بلایی می‌افته که سرش آوردم، از نگاهش فهمیدم بزرگ‌ترین لطفی که می‌تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم. بعدش گفت: تو هیچ‌وقت نمی‌تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.

 

قهوه سرد آقای نویسنده

قهوه سرد آقای نویسنده

 

فروشگاه اینترنتی دریم یو

 


 

منبع : دریم یو

اینستاگرام دریم یو : https://www.instagram.com/dreamubooks

اطلاعات بیشتر
نویسنده

ناشر

صفحات

220

قطع

جلد

نرم

شابک

9786003673144

تاریخ چاپ

سال 1399

نوبت چاپ

80

وزن (گرم)

202

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “قهوه سرد آقای نویسنده”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید

خروج

ورود

خروج

کلید اسکرول خودکار به بالا
Twitter اینستاگرام یوتیوب تلگرام