مثبت

کتاب مثبت اثری است از پیچ راول و الی بنجامین به ترجمه سرور کرمپور دشتی و چاپ انتشارات فرمهر. مجموعه ای که خواندن آن می تواند تاثیری به سزا در جامعه بگذارد. مثبت دفترچه خاطرات دختری به نام پیچ راول است که با بیماری ایدز متولد می شود و همین بیماری آزارهای بسیاری را به سوی او روانه می سازد هرچند زندگی گاه روی خشن و ناخوشایندی را برای پیچ به نمایش می گذارد اما او متوقف نمی شود و اجازه  نمی دهد بیماری اش شخصیتش را تحت تاثیر قرار دهد. این داستان واقعی گاه خواننده را از خوش حالی به وجد می آورد و گاه از شدت غم به گریه می اندازد.

امتیاز :
5/5

اشتراک گذاری :

Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
تویتر
Share on google
گوگل +
Share on linkedin
لینکدین
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس اپ
Share on tumblr
تامبلر
توضیحات

معرفی کتاب مثبت (کتاب خاطرات):

وقتی کتابی را باز می‌کنید که درباره‌ی زندگی نویسنده‌ی کتاب است، انتظار ندارید اولین کلمات آن را فرد دیگری نوشته باشد. بنابراین، ممکن است با خود بگویید، این آدم اینجا چکار می‌کند؟

بسیار خوب، شاید بهتر باشد این کتاب را کمتر به چشم داستان زندگی و بیشتر به چشم یک مکالمه‌ی قوی که قرار است با کسی داشته باشید نگاه کنید. شاید شما کمی درباره‌ی این فرد شنیده باشید و ترغیب شده باشید بیشتر درباره‌ی او بدانید. شاید اگر آن فرد را در پیاده‌روی خیابان و یا در یک مهمانی می‌دیدید، راحت‌ترین راه برای شروع صحبت این بود که او را به شما معرفی کنند. خوانندگان، دوست دارم با پِیج راول آشنا بشوید. وقتی صحبت‌هایتان تمام بشود، فکر می‌کنم به فرد جدیدی تبدیل می‌شوید.

در پایان کتاب چندصفحه‌ای درباره‌ی مسائل مهمی مانند آزار دیدن، اچ‌آی‌وی/ایدز و خودکشی توضیحاتی داده شده است.

آگاهی بیشتر درباره‌ی این موضوعات دست‌کم می‌تواند زندگی را برای افراد بسیاری راحت‌تر بکند. در بهترین حالت می‌تواند جان کسی را نجات دهد. اما، بین این مقدمه و صفحات کتاب، شما با پیج آشنا می‌شوید. او به‌روشنی داستان زندگی جذابش را با جزییات برای شما تعریف خواهد کرد که مانند سوارشدن بر قطار شهربازی احساسات است.

از لحظات بسیار غمگین‌کننده تا بسیار شادکننده حرکت خواهد کرد و شما را از حالت خشم به حالتی والا و الهام‌شده می‌رساند. کتاب من به نام سیزده دلیل برای اینکه، درباره‌ی دختری نوجوان است که خودکشی می‌کند اما، پیش از آن در چندین نوار کاست دلایلش را توضیح می‌دهد. این داستان الهام گرفته از یک تجربه‌ی شخصی است. شخصیت داستان من غیرواقعی بود اما، درک من از چنان ناامیدی عمیقی حاصل صحبت‌هایم با آشنایی بود که در نوجوانی خودکشی کرده بود.

من معتقدم زندگی همواره فرصت‌هایی را برای امید باقی می‌گذارد اما، در میان آن صحبت‌ها متوجه شدم که چگونه یک فرد می‌تواند امیدش را از دست بدهد و حتی چگونه امید به امیدداشتن هم می‌تواند دردناک باشد. در تمام این چند سال، افراد بی‌شماری راه‌های مختلفی که کتاب من بر آن‌ها تأثیر گذاشته را برایم توضیح داده‌اند. کتاب به آن‌ها یادآوری کرده است که ما از راه‌های خوب و یا بد، بزرگ و یا کوچک هرروز بر دیگران تأثیر می‌گذاریم. کتاب به آن‌ها نشان داده است که ما هرگز به‌طور کامل نخواهیم دانست دیگری چه درگیری‌هایی دارد. آن کتاب مردم را به تلاش برای به‌دست‌آوردن کمک و احترامی که لایق آن هستند تشویق می‌کند. این کار داستان‌گویی است.

داستان به ما کمک می‌کند دنیا را از دید دیگری ببینیم. به ما اجازه می‌دهد مسائل را از یک فاصله‌ی امن کاوش کنیم زیرا برای ما دقیقاً به همین شکل رخ نمی‌دهند. ما می‌توانیم احساسات و تصمیمات فرد را قضاوت کرده و با تفکرات خود بسنجیم. می‌توانیم تصمیم بگیریم شبیه به یکی از شخصیت‌ها نباشیم و یا تلاش کنیم شبیه به یکی دیگر از آن‌ها باشیم.

اما، هنگامی‌که یک داستان حقیقی باشد، مانند داستان مثبت، این فاصله‌ی امن می‌تواند نوسان کرده و به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای نزدیک باشد. (من هرگز مانند آن فرد رفتار نکردم، مگر نه؟) می‌تواند ما را هدایت کند به پرسش‌هایی فکر کنیم که مهم هستند اما مشکل است که از خودمان بپرسیم و وقتی یک داستان این کار را انجام می‌دهد، دیدگاه ما را نسبت به همه‌چیز ازجمله خودمان تغییر می‌دهد. گاهی در زندگی به کسی معرفی می‌شویم که به ما کمک می‌کند این‌گونه پرسش‌ها را مطرح کنیم.

آن شخص ممکن است آن‌قدر ضربه خورده باشد که کاملاً شکسته شده باشد. او می‌شکند. اما اگر به او یک فرصت دوباره داده بشود، انتخاب می‌کند که بالاتر از جایگاهی که فکر می‌کرد شاید به آن برسد خود را بالا بکشد. او انتخاب می‌کند که از تجربیات زندگی خود استفاده کند تا کسانی که با آن‌ها آشنا می‌شود را با خود همراه کند. و هنگامی‌که یک کتاب درباره‌ی این تجربیات می‌نویسد، ما هم همگی دعوت می‌شویم خود را با او بالا بکشیم.

گزیده ای از کتاب مثبت (کتاب خاطرات) :

لیلا از من به خاطر چیزی که حتی نمی توانست ببیند متنفر بود. منظورم این است که اچ آی وی من کاملا نامرئی بود. هرکس که من را در خیابان می دید فکر می کرد یک بچه ی معمولی هستم. آن ها هرگز نمی دانستند چیزی متفاوت در سلول های من وجود داشت.

و اگر مردم از من به خاطر چیزی که نمی توانستند آن را ببینند متنفر بودند، دیگر بچه هایی که مشکلاتشان را می شد دید چه شانسی داشتند؟ بچه ای که اضافه وزن داشت و یا صورتش پر از جوش بود؟ بچه ای که با عصا راه می رفت و یا خدای ناکرده دارای نقصی در صورتش بود؟ بچه ای که لکنت داشت، خیلی قدبلند و یا خیلی کوتاه قد بود، یا عینک می زد و رنگ پوستش متفاوت بود چه؟

بچه ای مانند لوئیس چطور؟

وقتی مکث می کنی تا درباره اش فکر کنی، دلایل زیادی وجود دارد که کسی از فرد دیگری متنفر شود…

من حتی پیش از آنکه فرصت نفس کشیدن داشته باشم دچار این ویروس شدم.

 

فروشگاه اینترنتی دریم یو

 


 

منبع : دریم یو

اینستاگرام دریم یو : https://www.instagram.com/dreamubooks

اطلاعات بیشتر
نویسنده

مترجم

صفحات

297

ناشر

شابک

9786009732890

وزن (گرم)

324

قطع

جلد

شمیز

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مثبت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید

خروج

ورود

خروج

کلید اسکرول خودکار به بالا
Twitter اینستاگرام یوتیوب تلگرام